بدون شرح...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 13:16
صحبتهای فرزندی در کنار قبر مادرش:قبرستان بود و سکوت ... و بادی که هو هو کنان در گوشم نوای دلتنگی مینواخت.روبروی مزار مادرم ایستاده بودم و به شعر روی سنگ قبر خیره شده بودم : همی دانم که مادر بر سرم نیستصفای سایه او بر سرم نیستمرا گر دولت عالم ببخشندبرابر با نگاه مادرم نیست.خیلی دیر بود."همیشه زود دیر...
م ا د ر
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 13:16
م ا د ر پسره به مادرش گفت با اين قيافه ترسناكت چرا اومدی مدرسه؟ مادر گفت غذاتو نبرده بودی،نميخواستم گرسنه بمونی.پسر گفت ای كاش نمیومدی تا باعث خجالت و شرمندگي من نشی... همیشه از چهره مادرش با یک چشم خجالت میکشید.. چندسال بعد پسرک درشهر ديگه دانشگاه قبول شد و همون جا کار پیدا کرد و ازدواج كرد و بچه د...
واقعا تاسف...
-
تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 13:16
]چندوقت پیش یکی از کاندیداهای مجلس اومد روستای ما گفت چه مشکلاتی دارید؟ بگید تا حل کنمگفتیم والا دوتا✌ مشکل خیلی مهم داریماولیش اینه که گاز نداریم دومیش اینه که...هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنیدبه بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من... الو! سلام آقای ***، بنده الان در روستای بوووق! هستم و ا...
دلنوشته
-
تاریخ: 1396/10/19 ساعت: 23:01
من از عمق وجود خود خدایم را صدا کردم ، نمیدانم چه میخواهی ولی امشب ، برای تو ، برای رفع غم هایت ، برای قلب زیبایت ، برای آرزوهایت ، به درگاهش دعا کردم و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ، یقین دارم دعاهایم اثر دارد . التماس دعا یاعلی
واقعا تاسف...!!!
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 19:45
]چندوقت پیش یکی از کاندیداهای مجلس اومد روستای ماxa0 گفت چه مشکلاتی دارید؟ بگید تا حل کنم گفتیم والا دوتا✌ مشکل خیلی مهم داریم اولیش اینه که گاز نداریم دومیش اینه که... هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنید به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من... الو! سلام آقای ***، بنده الان در روستای بوووق! ه...
دلنوشته شب های قدر.احیا
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 19:45
من از عمق وجود خود خدایم را صدا کردم ، نمیدانم چه میخواهی ولی امشب ، برای تو ، برای رفع غم هایت ، برای قلب زیبایت ، برای آرزوهایت ، به درگاهش دعا کردم و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ، یقین دارم دعاهایم اثر دارد . التماس دعا یاعلی
شهادت امام علی
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 19:45
امشب به دردهای حسین وحسن زینب .درد دیگه ای اضافه میشهامشب زینب بی بابامیشه امشب حسن داغداربابامیشه امشب حسین بازهم عزادارمیشه امشب کمرمولا خم میشه امشب فرق سرمولا شکافته میشه امشبxa0 فاطمه غمیگیین ترازهروقتxa0 میشه امشب زمین بی امیر میشه فقط همیین اجرک الله یاصاحب الزمان
اتمام مهمانی خدا
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 19:45
سلامماه رمضون امسالم تموم شد ولی هیچوقت یادم نمیره اون: سفره قشنگ افطار گرسنگی وتشنگی کشیدن سحری خوردن قران خوندن دوباره جمع شدنا و...... این ماه تموم شد اما رمضان فقط نخوردن وزجر کشیدن نبود ایا معنای واقعی این ماه xa0رو فهمیدیم!؟؟! xa0
غیرت ی مرد ایرانی
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 15:23
در خاطراتش مینویسد من هیچوقت گریه نمیکنم چون اگر اشک میریختمآذربایجان شکست میخورد.و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران زمین میخورد. اما در مشروطه دو بار در یک شب گریستم. جریان از این قرار بود که: 9 ماه بود تحت فشار بودیم. بدون غذا ... بدون لباس ... از قرارگاه آمدم بیرون .. چشمم به یک زن افتاد با بچه ای
بدون شرح...یا باشرم...!!
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 15:23
چه نهادی مجوزفیلم های جدیدسینمایی وسینماخانگی رومیده واقعاموضوعای بعضی ازاین فیلم ها بافرهنگ ایرانی واسلامی جوردرنمیادنمیدونم بعضی هاداره یادشون میره اینجا جمهوری اسلامی ایرانه اینجایه کشورغربی نیست
سال95 خوشی؟!! یا ناخوشی؟!!
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 15:23
یادی میکنم از سال 95سالی که واقعا برای ملت ایرانواقعا پراز غم وحادثه بودxa0 نمیخوام حالتون روبدکنم امابرا ملت ما واقعا بد بود (البته خوبی هایی رو همبرا بعضی ها داشت) ازاولای سال که طوفان وسیل وسیزده مرگ افرین تا تابستون گرم وخشکسالی عجیب گردوغبار حالگیر تاپاییز که زائرای اربعین ب خاطرداعش کثیف پرکشی...
اربعین بالا خره می ایم ...
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 10:13
پشت سر: مرقد مولا , روبرو: جاده و صحرا بدرقه با خود حیدر پیش رو ، حضرت زهرا اینجا هر کی هرچی داره نذر حسین کرده هرستونی که رد میشیم سیلِ جوونمرده xa0(یا حسین لبیکَ یا حسین لبیکَ یا حسین یابن الزهرا ) xa0 اومدیم پای پیاده روز و شب، توو دل جاده اومدیم مولا ببینه شیعه مشتاقِ جهاده تا دم آخر می مونیم پا...
مترسک نباشیم
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 10:13
ازمترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای؟ پاسخم داد و گفت: در ترساندن و آزار دیگران لذتی بیاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم. اندکی اندیشیدم و سپس گفتم: راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم گفت: تو اشتباه می کنی زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را...
مردان باغیرت ایرانی
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 10:13
در خاطراتش مینویسد من هیچوقت گریه نمیکنم چون اگر اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد.و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران زمین میخورد. اما در مشروطه دو بار در یک شب گریستم. جریان از این قرار بود که: 9 ماه بود تحت فشار بودیم. بدون غذا ... بدون لباس ... از قرارگاه آمدم بیرون .. چشمم به یک زن افتاد با بچه ا...
م ا د ر
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 10:13
پسره به مادرش گفت با اين قيافه ترسناكت چرا اومدی مدرسه؟ مادر گفت غذاتو نبرده بودی،نميخواستم گرسنه بمونی.پسر گفت ای كاش نمیومدی تا باعث خجالت و شرمندگي من نشی... همیشه از چهره مادرش با یک چشم خجالت میکشید.. چندسال بعد پسرک درشهر ديگه دانشگاه قبول شد و همون جا کار پیدا کرد و ازدواج كرد و بچه دار شد. خ...
فرزندان شهیدان مدافع حرم محمدطحان ومحمدحسین حمزه
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 4:51
راستی چه خبر ازباباهاتون ببخشید اگه بعضی ها یادشون رفته راهی رو که باباهاتون رفتن رو ادامه بدن
شهید مدافع حرم محمد طحان
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 4:51
شهید محمد طحان در1361/10/29به دنیا امد شهید بزرگوار دارای یک فرزند به نام امیر هست اودر 15ابان ماه 1394 دریک عملیات مستشاری در سوریه به شهادت رسید خاطرات 1.لولهکش و برقکار ماهری بود. حتی ماههای آخر تمام لولهکشی خانه مادرش را انجام داد. محمد حسابی خوش صحبت بود و معمولاً وقتی به جمعی وارد میشد، به اصط...
فانوس اشک هایتان را روشن کنید ، ماه غریبی شهید نینواست . فرارسیدن ماه محرم تسلیت باد
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 9:08
ارباب صدای قدمت می اید...
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 9:08
ارباب، صدای قدمت می آید xa0 هنگامه ی اوج ماتمت می آید xa0 ما در تب داغ غم تو می سوزیم xa0 یکبار دگر محرمت می آید xa0
سین مثل سلام اقا...
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 9:08